بازم جمعه شد و من يادم اومد يه وبلاگي هست و بايد آپ بشه و داره خاك  ميخوره ...                                                                                                          از ديروز سرماخوده ام . آخه يكي نيست بگه تيزهوش آدم تو هوا به اين گرمي هم سرما ميخوره ؟؟؟؟ خنگ !!!! تمام بدنم هم درد ميكنه . عين يه معتاد كه چند روزه بهش مواد نرسيده   يه ريز  به خودم ميپيچم . نميدونم چه جوري تونستم پاي كامپيوتر بشينم .

   راستي فكر ميكنم همتون ماجراي غم انگيز خودكشي ساناز يه سمپادي پيش دانشگاهي تو مدرسه فرزانگان امين اصفهان رو شندين . ولي نميدونم مطلبي رو كه راجع بهش تو سايت nodet  نوشتن رو ديدين ؟ اين آدرسشه خواهشا يه سر بزنين و نظراتتونو اينجا بگين .

 

http://www.nodet.net/news/newsview.asp?id=147

 

    با خوندن نظراتي كه اونجا بود ( و همه بر ضد ساناز و خانوادش و همه پشتيبان كنكور و قلم چي و ... بودن ) خواستم منم يه چيزي بگم . چندتا نكته رو يادآور ميشم بعد ديگه تصميم با خودتون :

1.       كنكور رو براي همه ما تبديل به يه غول كردن .

2.        يه عده از اين غول نميترسن و بهش ميخندن .

3.       ولي همه اينجوري نيستن . اينجاست كه ميگن آدما با هم فرق دارن .

4.        همه به ما سمپادي ها ميگن از همه بهترين و .... . در بعضي موارد اين حرف درسته . ولي همه اين موضوع رو فراموش كردن كه ما هم در درونمون مثل همه بچه هاي ديگه يه ترس ها ٬ علاقه ها ٬ بازيگوشي ها و خيلي چيزاي ديگه داريم .

5.       مادر ساناز اونجا يه حرف جالب زده . بد نيست روش فكر كنيم : ((در يک جمله مي‌توانم بگويم اين بچه‌ها را بالا مي‌برند و بعد به پايين پرتاب مي‌کنند.)) شايد اين جمله بعضي جاها صدق كنه ...

6.        يه چيز ديگه هم كه فراموش شده اينه كه ما  هم نياز به توجه و كمك داريم . پيامبر خدا هم واسه هدايت مردم از امام علي (ع) كمك گرفت . همين طور زمان سختي ها و تصميم ها و ...

7.        بعضي وقتا چنان آدم از يه چيز كوچيك ناراحت ميشه كه شايد از فوت يه عزيز هم انقدر ناراحت نشه . و شايد اون چيز كوچيك واسه اون طرف خيلي بزرگ باشه . حالا به هر دليلي .... و اون موقع است كه كاراي اينجوري از آدم سر ميزنه

8.       در آخر بگم هيچ كس نميدونه اون لحظه كه ساناز خودشو از بالاي اون ساختمون پرت كرده به چي فكر ميكرده . ولي همه ميدونيم كه يه كاستي هايي تو اين دنيا هست كه من و تو بايد درستشون كنيم .

       حالا با تمام اين حرفا يه فاتحه براي مرحوم ساناز بخونين . انشاا... روحش مورد رحت خدا قرار بگيره . آمين .    

 

 

 

 


 

كدوم دانشمندك نوشته؟؟؟!! نرجس در جمعه بیستم اردیبهشت 1387 ساعت 17:3 موضوع | لینک ثابت