نرجس رفته خوش گذراني و الافي تو اصفهان و شيراز و ... و من رو تو اين راه دشوار تنها گذاشته!!
حالا من بايد به تنهايي رانندگي تو اين جاده خاكي  رو  بر عهده بگيرم!

كاري است بس دشوار!!!(مخصوصا براي من كه گواهينامه ندارم)
ولي من مي خواهم پس مي توانم!!
راستي ديشب چهارشنبه سوري خوش گذشت؟؟!!

ما كه به همراه ديگر دختران مجتمع اتشي در ابعاد فندك افروخته و از روي ان پرشيديم!!!
(متني داشتم به اندازه عظمت حول اين موضوع ولي حال تايپ كردنش نبود!! اين بود كه خلاصه اش كردم!!)(چه همه كلمه عربي!!)

البته من پايه رقص  و ساز و پاي كوبي بودم . ولي از ان جا كه مراسم خيلي دير شروع شد و حوصله ام به سر امده بود ، ترجيح دادم به بالا امده و شعله 2 تماشا كنم !!!!!
راستي تا يادم نرفته بگم كه طي مذاكراتي كه با نرجس داشتم قرار بر اين شد كه يك سري نكات رو ياد اور بشم:
1.خواستم بگم كه اگر يك وقت چشمتون خداي ناكرده به امار نويسندگان اين وبلاگ خورد هنگ نكنيد! و بگيد كه اين ها چه همه هستن !!بلكه هنگ كنيد و بگيد كه اين دو نفر چه همه شخصيت دارن!!
تمام اين اسم ها ،لقب ها و كنيه ها و اسم هاي مستعار من و نرجس مي باشد كه به مقتضاي زمان و مكان از ان استفاده مي كنيم!!
خائن1،دختر بابايي ، آهو= نرجس

خائن2،جوجه، ناله = پاتمه

(البته هنوز ناله رو به ليست اضافه نكردم در اينده نزديك هم اضافه نخواهم كرد، فقط گفتم كه اگر يك دفعه نرجس گفت ناله ، نگيد اين ديگه كيه؟؟!!)

2. نداره...

(با عرض معذرت ،از اون جايي كه نرجس ... عكس هارو به من نرسوند ، نتونستم درباره سفره هفت سين اپ كنم! عكسهايي هم كه خودش گذاشته كه ...)

 


 

كدوم دانشمندك نوشته؟؟؟!! پاتمه در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 ساعت 19:31 موضوع | لینک ثابت