صبح ساعت 5:45 از تخت خواب اومدم بيرون و با سردردي كه داشتم آماده شدم تا با خانواده بريم حرم.
ساعت 7:15 رسيديم .
بعد از مرثيه سرايي اقاي ماهرخزاد و سخنراني حاج اقا راشد يزدي درباره خانواده
(من نشنيدم، گلاب به روتون رفته بودم چشم پزشكي،ولي مثل اين كه با لهجه قشنگ و دلنشينشون مثل هميشه گل كاشتن!!) ولي وقتي اومدم با اين بيت :
به بارگاه ما دست توسل بزنيد.
دعاي توسل شروع شد.
جاتون خالي!
همه از كوچيك و بزرگ ،پيرو جوون،دختر وپسر دستاشون رو بالا اورده بودن و دعا مي كردن .
هركس يك چيزي مي خواست.
تو دقيقه هاي اخر سال داشتن با امامشون درد دل مي كردن!
هرچي تو دلشون بود مي گفتن به خداي خودشون.
شايد يكي مي گفت :ظهور رو نزديك كن!
يكي شفاي مريضش رو مي خواست
و يكي هم مثل من مي گفت: خدايا! به همه ما مقام انسانيت عطا فرما و ما را به اين مقام والا نايل بگردان و خوي انساني ما را الل غالب قرار ده!!(شايد خدا لطفي كرد و من و نرجس هم ادم شديم!!!)
خلاصه هركس يك جور عيدي مي خواست...
يادم نره بگم كه اسم همتون( اون هايي كه يادم بود) رو گفتم و براتون ارزوي موفقيت كردم !!
اون هايي هم كه يادم نبود خوب نگفتم ديگه!!(ببخشيد!!)به قول اون اقاهه :امام رضا (ع) خودش يادش بود.
بعد از دعاي توسل،يك نفر اومد و كلي شعر خوند كه از بين اون همه بيت،يك مصرع خيلي به دل من نشست
(راستش رو بخواين فقط اين يكي رو شنيدم!!خوب داشتم فكر مي كردم كه اسم شما رو يادم بياد!!)
اين دل تا نسوخت ، سبز نشد نخل آرزو
(شايد بگين اين كه خيلي مسخره است!! ولي اگر مي دونستيد،من اون موقع داشتم به چي فكر مي كردم و تطابق افكار من و اين بيت رو مي دونستيد مي فهميديد كه چرا اين قدر به دلم نشست؟؟!!)
بعد از تحويل سال ، مسافتي طولاني رو طي كرديم تا بالاخره تونستيم يك وسيله نقليه گير بياريم و به خونه برسيم.الان هم خونه ام و دارم اين مطلب رو مي نويسم.در حالي كه اغازين ساعت هاي سال 87 رو مي گذرونم!!!
( از لحظه تحويل سال چيزي نگفتم چون چيزي نداشتم كه بگم!!ولي نكته اي كه بايد ياد اوري كنم اينه كه تو اخبار شنيدم كه گفت:" نقار خانه در اين لحظه به صدا در اومد"ولي اگر هم اومد،ما كه نشنيديم!!!تازه گفتن "ساعت هاي حرم هم زنگ زدن" كه ما اون رو هم نشنيديم!!!شايد اشكال از گوش هاي ما بوده!!)

كدوم دانشمندك نوشته؟؟؟!! پاتمه در پنجشنبه یکم فروردین 1387 ساعت 20:57 موضوع | لینک ثابت
چرت و پرت هاي اخر
این بازم متن پاتمه است ولی چون نتونست بیاد من جاش پست میکنم !!!!
سلام
من اومدم با کلی دلتنگی
فقط سلام
و برای فردا باز هم دلهای ما در سینه دولوپ دولوپ میکند ...
سلام ... باز هم همون سلام معروف ...
من مانده ام تنهای تنها ... گلپونه ها نامهربانی آتشم زد آتشم زد ....
و فردا دوباره عاشقی آغاز میگردد .
اینک نرجس دوباره مینویسد برای شما
درباره وبلاگ

با سلام
اين وبلاگ مال دختركان دانشمندكان مدرسه فرزانگان مشهد است.
اميدوارم خوشتون بياد و برامون نظر بدين!! ابراز ارادت در نظرات فراموش نشه !!
فهرست اصلی
الافان بي كار
رفقاي عزيزتر از جان
المپياد زيست شناسي
سمپاد يزد
دره گودريك
خانه زيست شناسي
نمونه اي ها
يادداشت هاي دو نفر دور از هم
جغجغه
سمپادي هاي صورتي
بي سر و صدا
رپ + نجوم
بهترین آموختنی ها وسرگرمی ها
مجمع دوستان المپيادي
كمپاني برادران سمپاد
عكس هاي خفن
چرت و پرت هاي قبلي
طراح قالب
POWERED BY